السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
516
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
مورّخان باشد ؛ مردود و بر خلاف ظاهر عبارت است . از واقدى روايت شده كه خالد بن وليد نوشتهاش را تاريخ نزد ، امّا وقتى مسلمانان مىخواستند به يرموك كوچ كنند ، خالد پيمان نامهء مسيحيان را تجديد كرد و ضمن ثبت گواهى ابو عبيده ، شرحبيل و يزيد بن ابى سفيان ، به ربيع الثّانى سال پانزدهم تاريخ زد . « 1 » ابن كثير ، عمرو بن عاص را نيز به شهود افزوده است . آن گونه كه احتمال مىرود ، بتوان از عبارت ابن كثير هم كمك گرفت ، مانعى نمىبينيم كه اين نوشته ، عهدنامه ديگرى باشد كه خالد بن وليد به هنگام كوچ مسلمانان به سوى يرموك ، دربارهء كليساهاى مسيحيان نوشته است . « 2 » حتى اگر تاريخ نامه سال پانزدهم باشد ، اين هم در دلالت ، به خواستهء ما زيانى وارد نمىكند ، زيرا داستان تاريخنگارى عمر پس از اين و درست به سال شانزدهم يا هفدهم هجرى بوده است . احدى مدّعى نيست كه اقدام عمر دربارهء تأسيس تاريخ هجرى پيش از اين بوده است . خصوصا با اين ملاحظه كه فتح دمشق در ابتداى خلافت وى و بلكه پيش از آن بود كه خبر فوت ابو بكر و خلافت عمر به سپاه مسلمين برسد . 9 . سيوطى از مجموعهاى به خط ابن القماح نقل كرده كه ابن الصلاح گفت : ابو طاهر ، محمّد بن محمش زيادى در تاريخ الشروط گفته است : رسول خدا ( ص ) در صلحنامهاى كه براى مسيحيان نجران نوشت ، به هجرت تاريخ زد و به على ( ع ) دستور داد كه در آن بنويسد : اين صلحنامه در سال پنجم هجرت نوشته شد . گويد : بنابراين كسى كه به هجرت تاريخ زد ، رسول خدا ( ص ) بود و عمر در اين باره از آن حضرت تبعيت كرد . « 3 »
--> ( 1 ) . بنگريد : فتوح البلدان ، 130 . ( 2 ) . البداية و النهايه ، 7 / 21 . ( 3 ) . بنگريد : الشماريخ فى علم التاريخ ، 10 ؛ التراتيب الاداريه ، 1 / 181 .